فال حافظ امروز چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ / سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود، رونق میکده از درس و دعای ما بود..

کافی است هنگامی که بر سر دوراهی مانده‌ای و دودل شده‌ای، دست در دامان خواجه شیرازی بزنی و زیر لب آرام بگویی:

«ای حافظ شیرازی، تو محرم هر رازی، تو را به شاخ نباتت قسم می‌دهم که هر چه صلاح و مصلحت می‌بینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی»

♈ فال حافظ امروز متولدین فروردین

غزل شماره ۲۰۷

این دلبستگی از ابتدا برای شما جایگاه ویژه‌ای داشته و هنوز خاطره روزهای نزدیک و صمیمی از دلتان بیرون نرفته است. فاصله‌ای که میان شما افتاده، نتیجه کم‌ارزش شدن این رابطه نیست؛ تلاش کرده‌اید آن را حفظ کنید، اما شرایط و اتفاقاتی که خارج از اختیار شما بوده، مسیر را به جدایی و دوری کشانده است.

در این راه، رنجی پنهان مانده که با فکر و حسابگری نمی‌توان برایش پاسخ پیدا کرد. دل هنوز درگیر گذشته است و هرچه بیشتر علت این فراق را جست‌وجو کنید، جواب روشنی به دست نمی‌آید. آنچه زمانی شیرین و امیدوارکننده بود، دوام زیادی نداشته و خوشی آن دوره کوتاه‌تر از چیزی بوده که تصور می‌کردید.

حافظ شما را از دل بستن دوباره به همان شرایط ناپایدار برحذر می‌دارد. چیزی که یک‌بار به آسانی از دست رفته، تکیه‌گاه مطمئنی برای آینده نیست. این نیت بیش از آنکه وعده بازگشت همان روزهای گذشته را بدهد، پرده از بی‌ثباتی رابطه‌ای برمی‌دارد که ظاهر خوشی داشت اما دوامش از ابتدا کم بود. برای عبور از این وضعیت، دل را به خاطره‌ای که دیگر اختیارش در دست شما نیست گره نزنید.

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد
عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود

بستن
▲

♉ فال حافظ امروز متولدین اردیبهشت

غزل شماره ۲۲۸

دل شما درگیر خواسته‌ای شده که فاصله میان آرزو و واقعیت در آن زیاد است. چشم به چیزی دوخته‌اید که رسیدنش را می‌خواهید، اما هنوز سهم شما از آن بیشتر خیال و انتظار بوده است. همین دلبستگی باعث شده زمان بگذرد، در حالی که نتیجه‌ای متناسب با این همه دل‌مشغولی به دست نیامده است.

در این میان، عشق نقش پررنگی دارد و عقل را کنار زده است. دل به محبوب بسته شده و حتی دانستن دیگران از این دلباختگی نیز چیزی را تغییر نداده است. با این حال، صرفِ دوست داشتن برای رسیدن کافی نیست و ادامه دادن این انتظار بدون تغییر در واقعیت، تنها عمر و فرصت شما را مصرف می‌کند.

این خواسته با خیال‌پردازی به سرانجام نمی‌رسد. آنچه اکنون در برابر شماست، نیاز به دیدن واقعیت دارد، نه ساختن آینده‌ای که هنوز نشانه‌ای از تحقق آن وجود ندارد. حافظ در اینجا بیشتر از آنکه وعده رسیدن بدهد، شما را با حقیقت یک دلبستگی طولانی روبه‌رو می‌کند؛ دلبستگی‌ای که اگر همچنان بی‌پاسخ بماند، زیانش از نرسیدن به خواسته بیشتر خواهد شد.

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به دررفت و گر می این است
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود

بستن
▲

♊ فال حافظ امروز متولدین خرداد

غزل شماره ۳۷

چیزی که برای آن امید بسته‌اید، بر پایه‌ای قرار گرفته که استحکام زیادی ندارد. دنیا و شرایط اطراف شما ثابت نمی‌ماند و نمی‌توان آینده را با تکیه بر وعده‌هایی که امروز شیرین به نظر می‌رسند، قطعی دانست. بخشی از گرفتاری شما از همین وابستگی به چیزی است که اختیار ماندنش در دست شما نیست.

با این حال، راه شما بسته نشده است. در میان این آشفتگی، خبر و گشایشی در پیش است که شما را از ماندن در وضعیت فعلی بیرون می‌آورد. حافظ از جایگاهی سخن می‌گوید که شایسته شماست و با شرایط سختی که اکنون تحمل می‌کنید فاصله دارد؛ بنابراین این دوره ماندگار نیست.

در رسیدن به خواسته‌تان، آزاد شدن از یک وابستگی و دل کندن از چیزی که ثبات ندارد نقش تعیین‌کننده دارد. به وعده وفاداری کسانی که رفتارشان ثابت نیست تکیه نکنید؛ ظاهر خوب یک موقعیت یا یک رابطه تضمین دوام آن نیست. راه گشایش زمانی باز می‌شود که سرنوشت خود را به چیزی که امروز هست و فردا ممکن است نباشد، گره نزنید.

بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده‌ها دادست
که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست
تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزاردامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
بنال بلبل بی دل که جای فریادست
حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست

بستن
▲

♋ فال حافظ امروز متولدین تیر

غزل شماره ۷۹

فضای سنگین و آشفته‌ای که مدتی درگیرش بوده‌اید، رو به تغییر است و نشانه‌های گشایش پیدا شده‌اند. فرصت خوبی در برابر شما قرار گرفته و شرایط برای رسیدن به آرامش و بهره بردن از آنچه به دست آورده‌اید فراهم شده است. این فرصت را با تصمیمی عجولانه خراب نکنید.

در برابر شما کسانی هم هستند که نباید انتظار خیرخواهی از آنها داشته باشید. مخصوصاً شخصی که سابقه دشمنی دارد، در جایگاه پشتیبان شما قرار نمی‌گیرد و کمک خواستن از او می‌تواند دوباره همان گرفتاری را برگرداند. آنچه از او می‌خواهید به جای گره‌گشایی، راه را دشوارتر می‌کند.

این نیت از مرحله سخت خود عبور کرده و سامان گرفتن اوضاع نزدیک‌تر از چیزی است که اکنون احساس می‌کنید. چیزی ارزشمند در دسترس شما قرار گرفته و بی‌احتیاطی می‌تواند باعث از دست رفتنش شود. حالا زمان حفظ کردن چیزی است که به دست آمده، نه خراب کردن آن به خاطر یک تصمیم یا اعتماد نابجا.

کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت
کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت
من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت
گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت
چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت
به می عمارت دل کن که این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت
وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت
مکن به نامه سیاهی ملامت من مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت

بستن
▲

♌ فال حافظ امروز متولدین مرداد

غزل شماره ۱۲۴

دلتان از رفتار کسی رنجیده و در این رابطه، سهم شما بیشتر انتظار و دل‌خوری بوده است. با این حال، هنوز رشته‌ای از مهر میان شما باقی مانده و همین باعث شده نتوانید به‌سادگی از کنار این ماجرا بگذرید. عمر هم منتظر تصمیم شما نمی‌ماند و فرصت برای جبران همیشه باقی نیست.

کسی که دل شما را آزرده، بی‌تفاوت از کنار احساساتتان گذشته است؛ اما این پایان ماجرا نیست. در این موقعیت، بخشش جای بیشتری از انتقام دارد. اگر دلخوری را کنار بگذارید، گرهی که مدت‌ها در دل مانده باز می‌شود و آرامشی به دست می‌آورید که با ادامه دادن رنج و کینه حاصل نمی‌شود.

این نیت به آشتی دل و سبک شدن بار گذشته نزدیک است، اما راه آن از پاسخ گرفتن اجباری از طرف مقابل نمی‌گذرد. شما می‌توانید با گذشت، اختیار این رابطه و احساس خود را دوباره به دست بگیرید. فرصت جبران هنوز از میان نرفته و دست کشیدن از کینه، نتیجه‌ای شیرین‌تر از ادامه دادن این رنج خواهد داشت.

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود می‌گذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک
تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد
غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر میل کبابی دارد
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد

بستن
▲

♍ فال حافظ امروز متولدین شهریور

غزل شماره ۱۳۳

در اطراف شما شخصی حضور دارد که ظاهر رفتارش با حقیقت نیتش یکی نیست. با محبت و دوستی نزدیک شده، اما پشت این ظاهر، صداقت کاملی وجود ندارد. هرچه این ارتباط جلوتر برود، تناقض میان رفتار و نیت او آشکارتر می‌شود و چیزی که اکنون پنهان مانده، خود را نشان خواهد داد.

در این موقعیت نباید با ظاهر آرام و سخنان زیبا فریب بخورید. آنچه اهمیت دارد عمل و صداقت واقعی است، نه ادعای محبت. این رابطه یا همکاری بر پایه درستی شکل نگرفته و ادامه دادن آن می‌تواند شما را وارد گرفتاری‌ای کند که اکنون هنوز ابعادش روشن نیست.

پرده از این نیرنگ کنار می‌رود و حقیقت پنهان نمی‌ماند. راه درست برای شما فاصله گرفتن از رفتاری است که صداقت آن ثابت نشده و پناه بردن به مسیری است که در آن نیاز نیست برای حفظ یک رابطه، چشم بر فریب ببندید. اینجا اعتماد بی‌جا به ضرر شما تمام می‌شود و کنار گذاشتن آن، مانع بزرگ‌تری را از سر راهتان برمی‌دارد.

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد
ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد
ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم
زان چه آستین کوته و دست دراز کرد
صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت
عشقش به روی دل در معنی فراز کرد
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد
ای کبک خوش خرام کجا می‌روی بایست
غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بی‌نیاز کرد

بستن
▲

♎ فال حافظ امروز متولدین مهر

غزل شماره ۱۵۷

این دل‌بستگی به این آسانی از دل شما بیرون نمی‌رود. کسی یا چیزی که دل به آن بسته‌اید، چنان در وجودتان ریشه کرده که حتی فاصله و گذر زمان هم از شدت آن کم نکرده است. چشم‌انتظاری و دلتنگی در این ماجرا پررنگ است و هنوز امید دیدار و نزدیکی در دل شما زنده مانده است.

با این حال، ماندن در این انتظار، شما را به جایی رسانده که بیش از پیش از خود و آرامشتان دور شده‌اید. هرچه بیشتر چشم به آمدن کسی بدوزید که اختیارش در دست شما نیست، رنج بیشتری نصیبتان می‌شود. این رابطه هنوز برای شما تمام نشده، اما ادامه آن به خواست و رفتار طرف مقابل بستگی دارد، نه فقط به شدت علاقه شما.

فرصت دیدار و نزدیکی دوباره از این مسیر کاملاً دور نیست، اما نباید آن را قطعی و همیشگی بدانید. غزل بر کوتاهی فرصت تأکید دارد؛ چیزی که امروز امکان رسیدن و دیدنش فراهم است، ممکن است دوباره از دسترس خارج شود. این نیت با دلبستگی عمیق همراه است، اما آرامش شما زمانی برمی‌گردد که عشق را از انتظار فرساینده جدا کنید.

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد
من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم
داغ سودای توام سر سویدا باشد
تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر
کز غمت دیده مردم همه دریا باشد
از بن هر مژه‌ام آب روان است بیا
اگرت میل لب جوی و تماشا باشد
چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ
که دگرباره ملاقات نه پیدا باشد
ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد
کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد
چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری
سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد

بستن
▲

♏ فال حافظ امروز متولدین آبان

غزل شماره ۴۹

چیزی که اکنون ارزشمند می‌پندارید، با مال و مقام و ظواهر دنیا سنجیده نمی‌شود. هرچه بیشتر برای رسیدن به جایگاه بالاتر و خواسته‌های مادی خود را تحت فشار گذاشته‌اید، آرامش بیشتری از شما گرفته شده است. آنچه برایتان ماندگار می‌ماند، چیزی است که در آن صداقت، فروتنی و دل آسوده وجود داشته باشد.

در این مسیر، غرور می‌تواند مانع اصلی شما شود. کسی که تنها به قدرت، ثروت یا ظاهر موقعیت خود تکیه کند، سرانجام همان چیزها را از دست می‌دهد. اما همراهی با انسان درست و فروتن، دری را به روی آرامشی باز می‌کند که با دارایی و مقام به دست نمی‌آید.

راه رسیدن به خواسته‌تان از ساده‌تر شدن زندگی و کنار گذاشتن چشم‌وهم‌چشمی می‌گذرد. چیزی که با تکبر و حرص به دست بیاید، دوام مطمئنی ندارد؛ اما نعمتی که با دل پاک و نیت درست به دست آید، ماندگارتر است. این نیت به شما وعده ثروتی ظاهری نمی‌دهد، بلکه از گشایشی می‌گوید که ارزش آن از مال دنیا بیشتر است.

روضه خلد برین خلوت درویشان است
روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است
گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد
فتح آن در نظر رحمت درویشان است
قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت
منظری از چمن نزهت درویشان است
آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه
کیمیاییست که در صحبت درویشان است
آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریاییست که در حشمت درویشان است
دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بی تکلف بشنو دولت درویشان است
خسروان قبله حاجات جهانند ولی
سببش بندگی حضرت درویشان است
روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند
مظهرش آینه طلعت درویشان است
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
سر و زر در کنف همت درویشان است
گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز
خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است
من غلام نظر آصف عهدم کو را
صورت خواجگی و سیرت درویشان است
حافظ ار آب حیات ازلی می‌خواهی
منبعش خاک در خلوت درویشان است

بستن
▲

♐ فال حافظ امروز متولدین آذر

غزل شماره ۱۶۴

دوره‌ای که برای شما با دلتنگی، فرسودگی یا انتظار گذشته، رو به پایان است. حال و هوای زندگی تغییر می‌کند و چیزی که مدت‌ها سرد و بی‌رمق به نظر می‌رسید، دوباره جان می‌گیرد. غم هجران ماندگار نیست و نشانه‌های باز شدن فضا و برگشتن شادی در راه است.

فرصتی که اکنون در اختیار دارید، ماندنی نیست. حافظ بارها بر کوتاهی عمر فرصت‌ها تأکید می‌کند؛ بنابراین کاری را که می‌توانید امروز انجام دهید به فردا نیندازید. دیداری، همراهی یا لحظه‌ای خوش اگر اکنون در دسترس شماست، ارزش آن را دارد که از دست نرود.

خبر و گشایشی که مدت‌ها انتظارش را کشیده‌اید، با تغییر شرایط همراه می‌شود. حال دل شما از این وضعیت بیرون می‌آید و روزهای سبک‌تر جای این دوره سنگین را می‌گیرد. این نیت رو به گشایش دارد، اما بهره بردن از آن به استفاده از فرصت‌های اکنون وابسته است، نه انتظار کشیدن برای زمانی نامعلوم.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد
ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد

بستن
▲

♑ فال حافظ امروز متولدین دی

غزل شماره ۲۰۳

مدتی است میان آنچه دارید و آنچه واقعاً می‌خواهید، فاصله افتاده و همین شما را سرگردان کرده است. آنچه به دست آورده‌اید دیگر دلتان را راضی نمی‌کند و مدام با خودتان حساب می‌کنید که آیا انتخاب درستی داشته‌اید یا نه. در این میان، ارزش خودتان را کمتر از آنچه هست تصور کرده‌اید.

این سرگردانی بیشتر از آنکه از بی‌راهه رفتن شما باشد، از این است که به قضاوت و رفتار دیگران بیش از اندازه توجه کرده‌اید. شما برای تأیید شدن نیازی به لطف یا ترحم کسی ندارید. آنچه در نیت و دل شماست، از نگاه دیگران پنهان نمی‌ماند و همین صداقت، پشتوانه شما در ادامه مسیر خواهد بود.

این خواسته هنوز از دست نرفته است. دوره‌ای که در آن مدام میان انتخاب‌ها و تردیدها می‌چرخید، به پایان می‌رسد و دوباره جای خود را پیدا می‌کنید. خودتان را کوچک نبینید؛ آنچه اکنون ناقص و ناکافی به نظر می‌رسد، تمام توان و آینده شما نیست و راهی برای جبران و رسیدن به خواسته‌تان باقی است.

سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود
سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود
رونق میکده از درس و دعای ما بود
نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان
هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
دفتر دانش ما جمله بشویید به می
که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود
از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل
کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود
دل چو پرگار به هر سو دورانی می‌کرد
و اندر آن دایره سرگشته پابرجا بود
مطرب از درد محبت عملی می‌پرداخت
که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود
می‌شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی
بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود
پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان
رخصت خبث نداد ار نه حکایت‌ها بود
قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد
کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود

بستن
▲

♒ فال حافظ امروز متولدین بهمن

غزل شماره ۹

دوره‌ای تازه در حال آغاز شدن است و نشانه‌های بیرون آمدن از یک وضعیت بسته و سنگین دیده می‌شود. خبری که مدت‌ها چشم‌به‌راهش بوده‌اید، با این تغییر همراه است و انتظار طولانی جای خود را به گشایش می‌دهد. چیزی که اکنون شبیه بن‌بست به نظر می‌رسد، پایان راه نیست.

در این مسیر، گرفتار شدن در ترس و وابستگی به امور مادی به زیان شماست. آنچه نجاتتان می‌دهد، تکیه بر توان خود و حفظ ایمان و اصولی است که به آنها باور دارید. کسانی که امروز به گرفتاری دیگران می‌خندند یا با ظاهر فریبنده پیش می‌روند، خودشان از آزمون زمان در امان نمی‌مانند.

خبر خوش در راه است و وضعیت فعلی قرار نیست برای همیشه ادامه پیدا کند. همان‌طور که یوسف از زندان بیرون آمد و به جایگاه خود رسید، شما نیز از محدودیتی که اکنون در آن گرفتارید خارج می‌شوید. این گشایش زمانی کامل می‌شود که وابستگی به آنچه ظاهراً ارزشمند است کنار برود و به توان و ایمان خودتان تکیه کنید.

رونق عهد شباب است دگر بستان را
رونق عهد شباب است دگر بستان را
می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی
خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را
گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش
خاکروب در میخانه کنم مژگان را
ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان
مضطرب حال مگردان من سرگردان را
ترسم این قوم که بر دردکشان می‌خندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
برو از خانه گردون به در و نان مطلب
کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را
هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است
گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را
ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد
وقت آن است که بدرود کنی زندان را
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

بستن
▲

♓ فال حافظ امروز متولدین اسفند

غزل شماره ۳۱۲

دوره سختی که پشت سر گذاشته‌اید رو به پایان است و خبر خوشی در پی آن می‌رسد. آنچه باعث نگرانی و انتظار شما شده، به سمت روشن شدن پیش می‌رود و نتیجه این تغییر به سود شما خواهد بود. کسی که پیمان خود را شکسته و به شما جفا کرده، از پیامد رفتار خودش در امان نمی‌ماند.

اندوه و گرفتاری او در برابر گشایشی قرار می‌گیرد که برای شما شکل می‌گیرد. لازم نیست برای برگرداندن حق خود وارد درگیری شوید؛ زمان، پرده از نتیجه رفتارها برمی‌دارد. عهدی که شکسته شده، دیگر ارزش آن را ندارد که شما را به گذشته وابسته نگه دارد.

اکنون بیش از هر چیز باید راز و برنامه خود را برای خودتان نگه دارید. خبر خوش زمانی می‌رسد که شرایط از آشفتگی فعلی فاصله بگیرد و راه تازه‌ای پیش روی شما باز شود. این جدایی یا شکستن عهد، برخلاف آنچه در ابتدا به نظر می‌رسد، پایان زیان‌باری برای شما نیست؛ تجربه‌ای است که مسیر یک انتخاب تازه و مطمئن‌تر را باز می‌کند.

بشری اذ السلامه حلت بذی سلم
بشری اذ السلامه حلت بذی سلم
لله حمد معترف غایه النعم
آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد
تا جان فشانمش چو زر و سیم در قدم
از بازگشت شاه در این طرفه منزل است
آهنگ خصم او به سراپرده عدم
پیمان شکن هرآینه گردد شکسته حال
ان العهود عند ملیک النهی ذمم
می‌جست از سحاب امل رحمتی ولی
جز دیده‌اش معاینه بیرون نداد نم
در نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفت
ان قد ندمت و ما ینفع الندم
ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم

منبع
تصویر زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا