
فال حافظ امروز سه شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ / شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد، بنده طلعت آن باش که آنی دارد..
کافی است هنگامی که بر سر دوراهی ماندهای و دودل شدهای، دست در دامان خواجه شیرازی بزنی و زیر لب آرام بگویی:
«ای حافظ شیرازی، تو محرم هر رازی، تو را به شاخ نباتت قسم میدهم که هر چه صلاح و مصلحت میبینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی»
♈ فال حافظ امروز متولدین فروردین
غزل شماره ۲۲۶
شما درگیر موضوعی هستید که فشار و غمش زیاد شده، اما این وضعیت ماندگار نیست. صبری که اکنون برایتان سخت و حتی فرساینده است، بینتیجه نمیماند و گشایش از جایی میرسد که انتظارش را ندارید.
در برابر کسی که به شما ظلم کرده یا حقی را از شما گرفته، فعلاً دستتان برای مقابله باز نیست. حافظ در اینجا بیشتر از هر چیز بر دعا و پناه بردن به خدا تکیه دارد؛ زیرا گره این ماجرا با زور و شتاب باز نمیشود و دادخواهی شما بیپاسخ نمیماند.
راز دلتان را با هر کسی در میان نگذارید. حرفی که اکنون فقط میان شما و یک نفر است، اگر منتشر شود میتواند دردسر تازهای درست کند. حتی اگر احساس میکنید دیگر طاقت نگه داشتن این راز را ندارید، هنوز زمان آشکار شدن آن نرسیده است.
اگر حاجتتان برآورده شد و به جایگاه یا اعتباری رسیدید، آنچه شما را از این سختی عبور داده فراموش نکنید. گشایشی که دیده میشود، همراه با لطفی است که باید قدرش را بدانید.
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کردهام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری به یمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست
سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود
بستن
▲
♉ فال حافظ امروز متولدین اردیبهشت
غزل شماره ۲۷۸
فرصتی در برابر شما قرار گرفته که نباید آن را دستکم بگیرید. این فرصت ماندگار نیست و اگر بیش از حد درنگ کنید، شخص دیگری میتواند از آن استفاده کند. چیزی که اکنون در دسترس شماست، ارزش بیشتری از آن دارد که به خاطر تردید یا بیتوجهی از دست برود.
در کنار مسائل مالی و موقعیتی، رفتار شما با افرادی که جایگاه پایینتری از شما دارند اهمیت پیدا میکند. اعتبار واقعی فقط به ثروت و مقام نیست؛ نحوه رفتار شما با کسی که قدرتی در برابر شما ندارد، ارزش شخصیتتان را نشان میدهد.
در این میان مراقب فریبی باشید که آشکار نیست. دامی برایتان گسترده شده و ممکن است ظاهر یک پیشنهاد یا موقعیت، بهتر از حقیقت آن باشد. عجله برای رسیدن به منفعت میتواند باعث شود چیزی را که باید با دقت بررسی کنید، ساده بگیرید.
حافظ از تجربهای سخن میگوید که شما را نسبت به بازیهای روزگار هوشیارتر میکند. فرصت را از دست ندهید، اما برای به دست آوردنش خودتان را گرفتار هر پیشنهادی نکنید.
شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
کمان ابروی جانان نمیپیچد سر از حافظ
ولیکن خنده میآید بدین بازوی بی زورش
بستن
▲
♊ فال حافظ امروز متولدین خرداد
غزل شماره ۳۷۳
پیمانی در گذشته بستهاید که هنوز برایتان ارزش دارد و با وجود اینکه طرف مقابل یا اطرافیان به عهد خود پایبند نماندهاند، شما قصد ندارید به سادگی از قول خود برگردید. این وفاداری برایتان هزینه داشته، اما دلتان نمیخواهد چیزی را که با نیت جدی آغاز کردهاید، نیمهکاره رها کنید.
در این مسیر ممکن است با سرزنش و فشار دیگران روبهرو شوید. حرف مردم یا مخالفت کسانی که رفتار شما را نمیپسندند، نباید باعث شود عهدی را که برایتان مهم است بشکنید. آنچه در دل خود پذیرفتهاید، برای شما معنایی عمیقتر از قضاوت اطرافیان دارد.
استعدادی یا هنری در وجودتان هست که هنوز آنطور که باید از آن استفاده نکردهاید. این روزها وقت آن است که توانایی خود را به کار بگیرید و اجازه ندهید فرصت و جوانی بیثمر بگذرد. در کنار این موضوع، از وارد شدن به درگیری و آشوبی که نتیجهای برایتان ندارد دور بمانید.
در این مسیر تنها نیستید. نشانه فال از کمک افراد باتجربه و صاحبنفوذ خبر میدهد؛ کسانی که میتوانند در زمان مناسب راهی را نشان دهند یا دست شما را برای عبور از یک مانع بگیرند. آبروی خود را هم نزد هر کسی خرج نکنید و خواستهتان را از جایی بخواهید که اختیار گشایش در دست اوست.
خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
شطح و طامات به بازار خرافات بریم
سوی رندان قلندر به ره آورد سفر
دلق بسطامی و سجاده طامات بریم
تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرند
چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم
با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم
همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم
کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنیم
علم عشق تو بر بام سماوات بریم
خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا
همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم
ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد
از گلستانش به زندان مکافات بریم
شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش
گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم
فتنه میبارد از این سقف مقرنس برخیز
تا به میخانه پناه از همه آفات بریم
در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی
ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز
حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم
بستن
▲
♋ فال حافظ امروز متولدین تیر
غزل شماره ۳۵۷
شما کاری را فقط به خاطر حرف دیگران رها نمیکنید و نگاهتان بیشتر به نتیجهای است که در آینده به دست میآید. شاید مسیری که انتخاب کردهاید در حال حاضر همراه با سختی و فشار باشد، اما از عاقبت آن خبر دارید و به همین دلیل حاضر نیستید با یک دشواری موقت عقبنشینی کنید.
اطرافیان ممکن است تصمیم یا انتخاب شما را جدی نگیرند و حتی بابت آن شوخی کنند. با این حال، این تمسخر چیزی از ارزش راهی که انتخاب کردهاید کم نمیکند. شما نتیجهای را میبینید که دیگران هنوز قادر به دیدنش نیستند و همین تفاوت نگاه باعث شده قضاوتشان درباره شما درست نباشد.
در این فال، رنج و اشک و شبهای سخت بیمعنا نیست. آنچه اکنون تحمل میکنید به خواستهای مربوط است که برایتان اهمیت زیادی دارد و امیدتان به رسیدن به نتیجه، شما را در این مسیر نگه داشته است. دلتان میخواهد بدانید این همه تحمل سرانجام به جایی میرسد.
از کاری که با حساب و آیندهنگری انتخاب کردهاید، فقط به خاطر فشار اطرافیان دست نکشید. راه شما شاید برای دیگران قابل درک نباشد، اما نتیجهای که برایش صبر کردهاید، دلیل اصلی این پایداری است.
در خرابات مغان نور خدا میبینم
در خرابات مغان نور خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن
فکر دور است همانا که خطا میبینم
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب
این همه از نظر لطف شما میبینم
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چهها میبینم
کس ندیدهست ز مشک ختن و نافه چین
آن چه من هر سحر از باد صبا میبینم
دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید
که من او را ز محبان شما میبینم
بستن
▲
♌ فال حافظ امروز متولدین مرداد
غزل شماره ۹۸
خودتان را درگیر کاری یا موقعیتی کردهاید که بیرون آمدن از آن آسان نیست. آنقدر در این ماجرا پیش رفتهاید که بعضی از نزدیکانتان و حتی نیازهای خودتان را فراموش کردهاید. این گرفتاری دیگر یک موضوع ساده نیست و ادامه دادن آن به همین شکل، راه رهایی را دشوارتر میکند.
در این میان لازم است رفتار خودتان را هم با دیگران بسنجید. چیزی را که برای خود نمیپسندید، برای شخص دیگری نخواهید؛ زیرا بخشی از گرفتاری فعلی میتواند از جایی آمده باشد که حق یا احساس فرد دیگری نادیده گرفته شده است.
با وجود سختی، هنوز راه نجات بسته نشده است. برای بیرون آمدن از این وضعیت باید مقاومت کنید و اگر کار به جایی رسید که ناچار شدید برای رهایی خود پافشاری یا حتی التماس کنید، غرور را مانع نکنید. ماندن در وضعیتی که شما را فرسوده میکند، راه حل نیست.
این فال از رهایی پس از یک درگیری سخت خبر میدهد، اما رسیدن به آن نیازمند بریدن از چیزی است که بیش از اندازه به آن وابسته شدهاید. خودتان را دوباره در همان شرایطی قرار ندهید که این گرفتاری را طولانیتر میکند.
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح
سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح
ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح
ز دیدهام شده یک چشمه در کنار روان
که آشنا نکند در میان آن ملاح
لب چو آب حیات تو هست قوت جان
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح
بداد لعل لبت بوسهای به صد زاری
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح
دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح
صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح
بستن
▲
♍ فال حافظ امروز متولدین شهریور
غزل شماره ۱۷۴
خبر خوشی که مدتها چشمانتظارش بودهاید به شما میرسد و این خبر فقط برای خودتان خوشحالکننده نیست؛ کسان دیگری هم از شنیدنش خوشحال میشوند. انتظار طولانی شما برای رسیدن این خبر بینتیجه نمیماند و چیزی که مدتها دور از دسترس به نظر میرسید، دوباره به زندگیتان برمیگردد.
در این فال، بازگشت و دوباره ظاهر شدن چیزی که از آن ناامید شده بودید، نشانه پررنگی دارد. ممکن است مدتها منتظر یک شخص، پاسخ یا نتیجه مانده باشید و حالا همان موضوع دوباره مقابل شما قرار بگیرد.
اتفاقی که میافتد برایتان چنان خوشایند است که شاید حتی تعجب کنید چگونه ورق برگشت و کارها برخلاف انتظار، به نفع شما پیش رفت. مسیری که مدتها در آن انتظار کشیدهاید، ناگهان نشانهای از گشایش نشان میدهد.
این خوشی را صرفاً نتیجه حساب و تدبیر خودتان ندانید. در پس این اتفاق لطفی وجود دارد که زمان آن برایتان درست در همان لحظهای میرسد که امیدتان به نتیجه گرفتن دوباره زنده میشود.
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد
عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من
کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بود به امید دوا بازآمد
چشم من در ره این قافله راه بماند
تا به گوش دلم آواز درا بازآمد
گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست
لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد
بستن
▲
♎ فال حافظ امروز متولدین مهر
غزل شماره ۱۲۵
حرفی که میدانید یا رازی که در دل دارید، زمان و جای مخصوص به خودش را میطلبد. اگر آن را در جمعی نامناسب بگویید، نتیجه ممکن است برخلاف خواستهٔ شما از آب دربیاید. دربارهٔ موضوع حساس، هر شنوندهای محرم راز نیست.
در برخورد با آدمها هم فقط به ظاهرشان اعتماد نکنید. چهره، رفتار دلنشین یا جذابیت ظاهری یک نفر به تنهایی نشان نمیدهد که با چه شخصیتی روبهرو هستید. ممکن است کسی در ظاهر بسیار پسندیده باشد، اما باطن و رفتار واقعی او چیز دیگری باشد.
موضوع مهم در این فال، شناخت ارزش واقعی آدمهاست. کسی که ظاهر پرزرقوبرقی ندارد میتواند قابلاعتمادتر از فردی باشد که با ظاهر جذاب، توجه همه را جلب میکند. برای تصمیمی که به یک شخص مربوط است، رفتار و اخلاق او را جدیتر از ظاهرش ببینید.
همچنین در بیان حرفهایتان دقت کنید. هر سخنی جای خودش را دارد و حتی حرف درست اگر در زمان یا مکان نامناسب گفته شود، برای گوینده دردسر میسازد. سکوت در این ماجرا نشانه ضعف نیست؛ حفظ راز به نفع شماست.
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بنده طلعت آن باش که آنی دارد
شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی
خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب
که به امید تو خوش آب روانی دارد
گوی خوبی که برد از تو که خورشید آن جا
نه سواریست که در دست عنانی دارد
دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی
آری آری سخن عشق نشانی دارد
خم ابروی تو در صنعت تیراندازی
برده از دست هر آن کس که کمانی دارد
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد
با خرابات نشینان ز کرامات ملاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد
مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای
هر بهاری که به دنباله خزانی دارد
مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش
کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد
بستن
▲
♏ فال حافظ امروز متولدین آبان
غزل شماره ۶۳
در راهی که برای رسیدن به خواستهتان انتخاب کردهاید، تنها نیستید و رقیبانی هم حضور دارند. این رقابت ممکن است احساس غربت یا تنهایی در شما ایجاد کرده باشد، اما حضور رقیب به معنی از دست رفتن مقصد نیست. خواستهای که برایش تلاش میکنید هنوز دستیافتنی است.
دل شما بیشتر از هر چیز به رسیدن به یک نفر یا وصالی گره خورده است. فاصله و انتظار، فشار زیادی به شما آورده، اما در این فال نشانهای از پایان این دوری دیده میشود. چیزی که اکنون درد شماست، درمانش نیز در همان رسیدن نهفته است.
ممکن است برای رسیدن به این خواسته با افراد دیگری رقابت کنید و احساس کنید راهتان پر از مانع شده است. با این حال، این وضعیت قرار نیست تا همیشه ادامه پیدا کند. مقصدی که اکنون دور به نظر میرسد، به شما نزدیکتر خواهد شد.
این فال درد فعلی را بیدرمان نمیداند. انتظار و غربت هرچقدر طولانی شده باشد، سرانجام خبر و دیداری که دلتان میخواهد میتواند این حال را تغییر دهد و آنچه اکنون برایتان یک آرزوی دور است، به واقعیتی نزدیک تبدیل کند.
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست
در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
آن جا که کار صومعه را جلوه میدهند
ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست
بستن
▲
♐ فال حافظ امروز متولدین آذر
غزل شماره ۴۳
خبری که مدتها منتظر شنیدنش بودهاید به شما میرسد و با آمدن آن، وضعیت کاری یا شخصیتان رو به بهبود میرود. این خبر برایتان اهمیت زیادی دارد، چون انتظارش طولانی شده و حالا رسیدنش میتواند بخشی از نگرانیهای گذشته را کنار بزند.
بعد از این گشایش، وابستگی شما به داشتهها و شرایط جدید هم بیشتر میشود. چیزی که امروز خوشحالتان میکند ممکن است باعث شود دل کندن از بعضی تعلقات برایتان سختتر شود. حافظ در کنار مژده، همین دلبستگی را هم به شما یادآوری میکند.
خوشی این روزها زمانی ارزش بیشتری دارد که فقط برای خودتان نگهش ندارید. اگر گشایشی نصیبتان شد، شادی آن را با کسانی که در کنارتان بودهاند قسمت کنید. سبکبالی در این فال با کمتر وابسته شدن به آنچه مادی و گذراست ارتباط دارد.
بهتر شدن شرایط شما دیده میشود، اما ماندگار شدن آرامش به این بستگی دارد که در اوج خوشی، دل خود را اسیر داشتهها نکنید. خبر خوب میرسد و انتظار به پایان نزدیک میشود؛ آنچه بعد از آن اهمیت پیدا میکند، حال دل شماست.
صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است
از صبا هر دم مشام جان ما خوش میشود
آری آری طیب انفاس هواداران خوش است
ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد
ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است
مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق
دوست را با ناله شبهای بیداران خوش است
نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست
شیوه رندی و خوش باشی عیاران خوش است
از زبان سوسن آزادهام آمد به گوش
کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است
حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست
تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است
بستن
▲
♑ فال حافظ امروز متولدین دی
غزل شماره ۴۰۵
شانس و گشایشی به سمت شما آمده که نباید آن را نادیده بگیرید. فرصتی در اختیار دارید که میتواند مسیر آیندهتان را تغییر دهد، اما اگر از روی بیتوجهی یا ناامیدی آن را کنار بزنید، ممکن است خودتان باعث از دست رفتنش شوید.
در این میان، تجربه و حرف افراد بزرگتر را جدی بگیرید. شخصی باتجربه میتواند راهی را به شما نشان دهد که خودتان هنوز به آن توجه نکردهاید. این راهنمایی بیدلیل نیست و میتواند شما را از یک اشتباه یا سرگردانی دور کند.
نشانهای از رسیدن یک مژده نیز در فال دیده میشود؛ خبری که با لطف و گشایش همراه است و میتواند امید تازهای برایتان ایجاد کند. مدتی است منتظر نتیجهای هستید و حالا نشانههای رسیدن آن بیشتر شده است.
بختی که به سراغتان آمده را با بیاحتیاطی خراب نکنید. در این مقطع، بیاعتمادی به شانس خودتان یا عقبنشینی از ترس شکست میتواند همان چیزی باشد که فرصت پیشآمده را از شما بگیرد.
به جان پیر خرابات و حق صحبت او
به جان پیر خرابات و حق صحبت او
که نیست در سر من جز هوای خدمت او
بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است
بیار باده که مستظهرم به همت او
چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد
که زد به خرمن ما آتش محبت او
بر آستانه میخانه گر سری بینی
مزن به پای که معلوم نیست نیت او
بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب
نوید داد که عام است فیض رحمت او
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
که نیست معصیت و زهد بی مشیت او
نمیکند دل من میل زهد و توبه ولی
به نام خواجه بکوشیم و فر دولت او
مدام خرقه حافظ به باده در گرو است
مگر ز خاک خرابات بود فطرت او
بستن
▲
♒ فال حافظ امروز متولدین بهمن
غزل شماره ۱۹۰
بعد از مدت زیادی انتظار و دعا، خبری خوش به سمت شما میآید. این خبر از طرف فردی یا پیامی میرسد که دل شما را شاد میکند و با خود نشانهای از رسیدن به خواستهای دارد که برای آن مدت زیادی صبر کردهاید.
در این فال، لطف شخصی که برایتان اهمیت دارد نیز دیده میشود. گویی یک توجه، سلام، پیام یا قدم از سوی او میتواند چیزی را که مدتها در دل شما مانده، دوباره زنده کند. آنچه برایش انتظار کشیدهاید هنوز از سرنوشت شما کنار نرفته است.
چیزی ارزشمند در اختیار دارید که به سادگی به دست نیامده است. این میتواند یک فرصت، یک رابطه یا نعمتی باشد که ارزش واقعی آن را باید حفظ کنید. خراب کردن چنین چیزی به خاطر بیتوجهی، نتیجه خوبی برایتان ندارد.
راه رسیدن به مقصود شاید آنطور که تصور کرده بودید از همان مسیر قبلی پیش نرفته باشد، اما این به معنی از بین رفتن خواسته شما نیست. تغییر مسیر و رسیدن یک قاصد خوشخبر میتواند دوباره امید رسیدن به آنچه میخواهید را زنده کند.
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند
قاصد منزل سلمی که سلامت بادش
چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند
امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند
گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند
یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد
قدر یک ساعته عمری که در او داد کند
حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد
تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند
گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنیست
فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند
ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز
خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند
بستن
▲
♓ فال حافظ امروز متولدین اسفند
غزل شماره ۲۹۷
مدتی است برای رسیدن به خواستهای صبر کردهاید و دوری یا تأخیر، توان شما را کم کرده است. این انتظار به جایی رسیده که احساس میکنید دیگر کاری از دستتان ساخته نیست. فال شما نیز نشان میدهد که در این مرحله فشار آوردن و تلاش برای به زور به دست آوردن نتیجه، راهگشا نیست.
خواستهای که در دل دارید باید مدتی دیگر به زمان سپرده شود. هرچه بیشتر بخواهید نتیجه را با اصرار و اجبار جلو بیندازید، احتمال از دست دادن همان چیزی که برایش زحمت کشیدهاید بیشتر میشود. اینجا صبر از سر ناچاری نیست؛ بخشی از مسیر رسیدن است.
دوری و فراق برایتان سنگین بوده و مدت انتظار را طولانی کرده است. با این حال، سرنوشت هنوز پایان این ماجرا را رقم نزده و همین دلیل کافی است که شتابزده تصمیم نگیرید. چیزی که باید در زمان خودش اتفاق بیفتد، با فشار امروز زودتر به نتیجه نمیرسد.
در این مدت، دعا و توکل جای خود را دارد. سهم شما اکنون حفظ صبر و کنار گذاشتن تلاشهای عجولانه است؛ ادامه این ماجرا در زمانی روشن میشود که نتیجه از اختیار مستقیم شما خارج شده و تقدیر مسیر آن را مشخص کند.
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
دریغ مدت عمرم که بر امید وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق
سری که بر سر گردون به فخر میسودم
به راستان که نهادم بر آستان فراق
چگونه باز کنم بال در هوای وصال
که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق
کنون چه چاره که در بحر غم به گردابی
فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق
بسی نماند که کشتی عمر غرقه شود
ز موج شوق تو در بحر بیکران فراق
اگر به دست من افتد فراق را بکشم
که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق
رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب
قرین آتش هجران و هم قران فراق
چگونه دعوی وصلت کنم به جان که شدهست
تنم وکیل قضا و دلم ضمان فراق
ز سوز شوق دلم شد کباب دور از یار
مدام خون جگر میخورم ز خوان فراق
فلک چو دید سرم را اسیر چنبر عشق
ببست گردن صبرم به ریسمان فراق
به پای شوق گر این ره به سر شدی حافظ
به دست هجر ندادی کسی عنان فراق









