
فال حافظ امروز شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ / دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود، تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود..
کافی است هنگامی که بر سر دوراهی ماندهای و دودل شدهای، دست در دامان خواجه شیرازی بزنی و زیر لب آرام بگویی:
«ای حافظ شیرازی، تو محرم هر رازی، تو را به شاخ نباتت قسم میدهم که هر چه صلاح و مصلحت میبینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی»
♈ فال حافظ امروز متولدین فروردین
غزل شماره ۱۰۸
فال شما از قدرت، پیشرفت و گشوده شدن راهی خبر میدهد که در آن دست بالا را خواهید داشت. کاری که برایش تلاش کردهاید، بهتدریج به نتیجه نزدیک میشود و نشانههای موفقیت زودتر از آنچه تصور میکنید خود را نشان میدهند. جایگاه شما در میان دیگران نیز محکمتر خواهد شد.
در این مسیر، رفتار و منش شما نقش مهمی دارد. حافظ از بختی سخن میگوید که با بزرگواری و وفاداری همراه است؛ پس در برخورد با اطرافیان، همان خوشخلقی و انصاف همیشگی را حفظ کنید. اگر رقیب یا مانعی بر سر راهتان قرار گرفته، قدرت غلبه بر آن را دارید و نیازی به درگیری و تندی نیست.
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
ساحت کون و مکان عرصه میدان تو باد
زلف خاتون ظفر شیفته پرچم توست
دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد
ای که انشا عطارد صفت شوکت توست
عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد
طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد
غیرت خلد برین ساحت بستان تو باد
نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد
هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد
بستن
▲
♉ فال حافظ امروز متولدین اردیبهشت
غزل شماره ۳۶۹
حافظ از انتظاری میگوید که از یک دوست یا همراه داشتهاید و آنگونه که تصور میکردید پاسخ نگرفتهاید. شاید وعدهای عملی نشده یا کسی که به حمایت او دل بسته بودید، در لحظهٔ نیاز کنار شما نمانده باشد. با این حال، این ناکامی پایان راه نیست؛ کاری که در دست دارید هنوز با اراده و تلاش خودتان قابل پیش بردن است.
در روابط عاطفی نیز مراقب ظاهر فریبندهٔ حرفها باشید. کسی ممکن است وعدهای بدهد که پشتوانهٔ محکمی ندارد. دلخوری را به دشمنی تبدیل نکنید، اما اعتماد دوباره را هم بیدلیل و شتابزده به دست کسی نسپارید. آنچه با صداقت کاشتهاید، دیر یا زود ثمر خود را نشان خواهد داد.
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم
تا درخت دوستی بر کی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتیم
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم
بستن
▲
♊ فال حافظ امروز متولدین خرداد
غزل شماره ۱۴۱
دوباره مسئلهای عاطفی یا خاطرهای از گذشته دل شما را درگیر کرده است، اما حافظ میگوید این آشفتگی نباید باعث شود آینده را از یاد ببرید. خبری، دیداری یا اتفاقی ناگهانی میتواند مسیر این ماجرا را تغییر دهد. اگر از دوری کسی رنج میبرید، هنوز سخن آخر گفته نشده و نشانهای از گشایش دیده میشود.
در این میان، کمک گرفتن از فردی که سالهاست شما را میشناسد میتواند راهگشا باشد. تصمیمی که در اوج ناراحتی گرفته شود، ممکن است پشیمانی به دنبال داشته باشد؛ کمی صبر کنید تا حقیقت روشنتر شود. آنچه مقدر شده باشد، با وجود پیچوخمهای بسیار، سرانجام راه خود را به سوی شما پیدا میکند.
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار
طالع بیشفقت بین که در این کار چه کرد
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقیا جام میام ده که نگارنده غیب
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
بستن
▲
♋ فال حافظ امروز متولدین تیر
غزل شماره ۱۱۵
حافظ برای نیت شما از ارزشِ دوستی و ماندن در کنار کسانی میگوید که حضورشان به زندگیتان معنا میدهد. اگر میان شما و عزیزی فاصله یا کدورتی افتاده، راه آشتی هنوز باز است و یک قدم صمیمانه میتواند دلها را دوباره نزدیک کند. فرصتی که اکنون برای دیدار یا گفتوگو دارید، ساده از کنار آن نگذرید.
دشمنی و دلخوری را ادامه دادن، بیش از آنکه به دیگری آسیب بزند، آرامش خودتان را میگیرد. در کار و زندگی نیز با افراد درست همراه شوید؛ همراهی صادقانه میتواند گرهی را باز کند که بهتنهایی مدتها درگیر آن بودهاید. حافظ همچنین نوید میدهد که پس از دورهای سخت، روزهای روشنتری از راه میرسد.
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد
چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان
که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است
خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد
خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت
بفرما لعل نوشین را که زودش باقرار آرد
در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ
نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد
بستن
▲
♌ فال حافظ امروز متولدین مرداد
غزل شماره ۳۲۹
بخت با شما همراه شده و خواستهای که مدتها در دل داشتهاید، نشانههای تحقق خود را آشکار میکند. کاری که زمانی دور از دسترس به نظر میرسید، اکنون امکان عملی شدن پیدا کرده است. اگر در انتظار گشایش مالی، کاری یا رسیدن به مقصودی مهم هستید، خبر خوشی در راه است.
این گشایش زمانی پایدارتر خواهد شد که عهد و قول خود را فراموش نکنید. اگر کسی در رسیدن به این جایگاه همراه شما بوده، حق او را به جا آورید و محبتش را بیپاسخ نگذارید. در روابط عاطفی نیز وفاداری اهمیت زیادی دارد؛ چیزی که با دل به دست آوردهاید، با بیاعتنایی از دست ندهید.
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
جوزا سحر نهاد حمایل برابرم
یعنی غلام شاهم و سوگند میخورم
ساقی بیا که از مدد بخت کارساز
کامی که خواستم ز خدا شد میسرم
جامی بده که باز به شادی روی شاه
پیرانه سر هوای جوانیست در سرم
راهم مزن به وصف زلال خضر که من
از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم
شاها اگر به عرش رسانم سریر فضل
مملوک این جنابم و مسکین این درم
من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال
کی ترک آبخورد کند طبع خوگرم
ور باورت نمیکند از بنده این حدیث
از گفته کمال دلیلی بیاورم
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم
منصور بن مظفر غازیست حرز من
و از این خجسته نام بر اعدا مظفرم
عهد الست من همه با عشق شاه بود
و از شاهراه عمر بدین عهد بگذرم
گردون چو کرد نظم ثریا به نام شاه
من نظم در چرا نکنم از که کمترم
شاهین صفت چو طعمه چشیدم ز دست شاه
کی باشد التفات به صید کبوترم
ای شاه شیرگیر چه کم گردد ار شود
در سایه تو ملک فراغت میسرم
شعرم به یمن مدح تو صد ملک دل گشاد
گویی که تیغ توست زبان سخنورم
بر گلشنی اگر بگذشتم چو باد صبح
نی عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم
بوی تو میشنیدم و بر یاد روی تو
دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم
مستی به آب یک دو عنب وضع بنده نیست
من سالخورده پیر خرابات پرورم
با سیر اختر فلکم داوری بسیست
انصاف شاه باد در این قصه یاورم
شکر خدا که باز در این اوج بارگاه
طاووس عرش میشنود صیت شهپرم
نامم ز کارخانه عشاق محو باد
گر جز محبت تو بود شغل دیگرم
شبل الاسد به صید دلم حمله کرد و من
گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم
ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر
من کی رسم به وصل تو کز ذره کمترم
بنما به من که منکر حسن رخ تو کیست
تا دیدهاش به گزلک غیرت برآورم
بر من فتاد سایه خورشید سلطنت
و اکنون فراغت است ز خورشید خاورم
مقصود از این معامله بازارتیزی است
نی جلوه میفروشم و نی عشوه میخرم
بستن
▲
♍ فال حافظ امروز متولدین شهریور
غزل شماره ۵۴
فال شما نوید طلوعی دوباره پس از دورهای از انتظار و دلگرفتگی را میدهد. گشایشی که مدتها چشمبهراهش بودهاید، نزدیکتر شده و با آمدن خبری یا دیداری، امید تازهای پیدا میکنید. اگر نیت شما به کار و منفعت مالی مربوط است، نشانههای خوبی در آن دیده میشود و تلاش شما بیثمر نخواهد ماند.
در رابطهای که میان شما و شخصی دچار دلخوری شده، راه آشتی باز است؛ اما این بار شیوهٔ سخن گفتن اهمیت زیادی دارد. تندی و یادآوری گذشته را کنار بگذارید و حرف خود را با نرمی بیان کنید. غمی که مدتها با خود حمل کردهاید، نباید مانع قدم گذاشتن در راهی شود که اکنون میتواند برایتان سود و گشایش به همراه داشته باشد.
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست میگونت
ز جام غم می لعلی که میخورم خون است
ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو
اگر طلوع کند طالعم همایون است
حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
شکنج طره لیلی مقام مجنون است
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است
سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است
ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگینم
به اختیار که از اختیار بیرون است
ز بیخودی طلب یار میکند حافظ
چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است
بستن
▲
♎ فال حافظ امروز متولدین مهر
غزل شماره ۳۸۲
دلتان سخت در انتظار دیدار یا خبری از شخصی عزیز است. امیدی که به بازگشت، وصال یا برطرف شدن فاصله بستهاید، هنوز زنده است و نشانههایی از رسیدن خبر یا گشوده شدن راه ارتباط دیده میشود. حضور شما نیز برای کسی اهمیت دارد و ممکن است بیش از آنچه تصور میکنید خواهان و نیازمندتان باشند.
اگر میان شما و کسی کدورتی وجود دارد، یک سخن صمیمانه میتواند جان تازهای به این رابطه بدهد. از طرف دیگر، مراقب باشید همهٔ بار عاطفی خود را بر دوش یک نفر نگذارید. حافظ از رنجی میگوید که با دیدار و کلام دلنشین آرام میشود؛ پس اگر فرصتی برای گفتوگو فراهم شد، آن را از دست ندهید.
فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و میرود
گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان
ای که طبیب خستهای روی زبان من ببین
کاین دم و دود سینهام بار دل است بر زبان
گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
همچو تبم نمیرود آتش مهر از استخوان
حال دلم ز خال تو هست در آتشش وطن
چشمم از آن دو چشم تو خسته شدهست و ناتوان
بازنشان حرارتم ز آب دو دیده و ببین
نبض مرا که میدهد هیچ ز زندگی نشان
آن که مدام شیشهام از پی عیش داده است
شیشهام از چه میبرد پیش طبیب هر زمان
حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم
ترک طبیب کن بیا نسخه شربتم بخوان
بستن
▲
♏ فال حافظ امروز متولدین آبان
غزل شماره ۱۴۷
خبر خوشی در راه است و دورهای از انتظار و سختی رو به پایان میرود. حافظ برای نیت شما نشانهٔ گشایش و پیروزی آورده است؛ خبری که مدتها چشمبهراهش بودهاید میتواند ناگهان برسد و نگرانیتان را برطرف کند. اگر کاری متوقف مانده، دوباره به جریان افتادن آن دور از انتظار نیست.
در این روزها همراهی یک دوست یا شخص خیرخواه برایتان ارزشمند خواهد بود. قدر کسی را که در روزهای دشوار کنار شما مانده بدانید و برای رسیدن به خواستهتان از راه درست منحرف نشوید. دعای خیر و نیت پاک نیز در این فال جایگاه ویژهای دارد و مسیر پیش روی شما را روشنتر میکند.
نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد
به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک
بدین نوید که باد سحرگهی آورد
بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان
در این جهان ز برای دل رهی آورد
همیرویم به شیراز با عنایت بخت
زهی رفیق که بختم به همرهی آورد
به جبر خاطر ما کوش کاین کلاه نمد
بسا شکست که با افسر شهی آورد
چه نالهها که رسید از دلم به خرمن ماه
چو یاد عارض آن ماه خرگهی آورد
رساند رایت منصور بر فلک حافظ
که التجا به جناب شهنشهی آورد
بستن
▲
♐ فال حافظ امروز متولدین آذر
غزل شماره ۲۰
خواجه شیرازی از پایان یک دورهٔ سنگین و رسیدن زمان گشایش خبر میدهد. خواستهای که برایش صبر کردهاید، به مرحلهای تازه وارد میشود و فضای زندگیتان از فشار و انتظار فاصله میگیرد. حافظ توصیه میکند دل را از شکایتهای پیدرپی خالی کنید و اجازه دهید کارها در زمان مناسب خود پیش بروند.
در این مسیر، صداقت اهمیت زیادی دارد. از کسانی که ظاهرشان با نیت واقعیشان یکی نیست فاصله بگیرید و خودتان نیز در گفتار و رفتار یکرنگ باشید. اگر میان شما و شخصی دلخوری وجود دارد، حقیقت را روشن و بیپرده بیان کنید؛ پنهان کردن رنج و ناراحتی فقط رسیدن به آرامش را عقب میاندازد.
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست
روزه یک سو شد و عید آمد و دلها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
این چه عیب است بدین بیخردی وین چه خطاست
باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
باده از خون رزان است نه از خون شماست
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود
ور بود نیز چه شد مردم بیعیب کجاست
بستن
▲
♑ فال حافظ امروز متولدین دی
غزل شماره ۲۱۰
حافظ از رسیدن خبر یا نشانهای از سوی کسی که در دل دارید حکایت میکند. مدتی است در انتظار گشوده شدن این راه هستید و شاید تصور کردهاید فاصله بیش از اندازه شده است، اما حافظ از پیامی سخن میگوید که میتواند دوباره امید را زنده کند. در نیتی که با عشق و دلبستگی همراه است، هنوز راه وصال بسته نشده است.
اگر برای رسیدن به خواستهای مهم تلاش میکنید، از موانعی که در مسیر قرار گرفته نترسید. اراده و پایبندی شما میتواند گرهای را باز کند که مدتها بسته مانده است. تنها مراقب باشید دلبستگی باعث نشود از واقعیت غافل شوید؛ آنچه قرار است به شما برسد، با نشانهای روشن خود را نشان خواهد داد.
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
بستن
▲
♒ فال حافظ امروز متولدین بهمن
غزل شماره ۱۳۵
حافظ شما را از درجا زدن و عقب انداختن کاری که برایتان مهم است، برحذر میدارد. خواستهای دارید که بدون حرکت و تصمیم به نتیجه نمیرسد و اکنون زمان آن رسیده که جدیتر قدم بردارید. اگر منتظر فرصتی برای شروع کاری، دیدار یا رسیدن به مقصودی هستید، تعلل بیشتر میتواند فاصله شما را با آن خواسته زیاد کند.
در امور عاطفی نیز عهدی قدیمی هنوز در دل شما زنده است. اگر این رابطه ارزش ماندن دارد، با صداقت برای آن قدم بردارید و اجازه ندهید حرف مردم یا رفتارهای دوگانه میان شما فاصله بیندازد. حافظ عشق را در برابر نفاق قرار داده است؛ نیت پاک و رفتار صادقانه در این راه تعیینکننده خواه
چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد
به هرزه بی می و معشوق عمر میگذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین
نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن
که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد
به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت
بنای عهد قدیم استوار خواهم کرد
صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل
فدای نکهت گیسوی یار خواهم کرد
نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ
طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد
بستن
▲
♓ فال حافظ امروز متولدین اسفند
غزل شماره ۴۷۲
بخت و اقبال در این فال بسیار پررنگ است و نشانهای از گشایش در کاری که برایش تلاش کردهاید دیده میشود. اتفاقی که در پیش دارید میتواند آنقدر غیرمنتظره باشد که دیگران نیز از نتیجهٔ آن شگفتزده شوند. برای رسیدن به خواستهتان همچنان کوشش کنید؛ بخت زمانی ثمر میدهد که دست از تلاش نکشید.
اگر شخصی از شما دور است، این فاصله لزوماً به معنای پایان رابطه یا نرسیدن به وصال نیست. خبری، دیداری یا فرصتی برای نزدیک شدن دوباره میتواند فراهم شود. سفر نیز در این فال دیده میشود و میتواند زمینهٔ آرامش، دیدار یا روشن شدن دل شما را فراهم کند؛ سفری که پس از آن نگاهتان به یک مسئله تغییر خواهد کرد.
احمد الله علی معدله السلطان
احمد الله علی معدله السلطان
احمد شیخ اویس حسن ایلخانی
خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد
آن که میزیبد اگر جان جهانش خوانی
دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد
مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی
ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند
دولت احمدی و معجزه سبحانی
جلوه بخت تو دل میبرد از شاه و گدا
چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی
برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست
بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی
گر چه دوریم به یاد تو قدح میگیریم
بعد منزل نبود در سفر روحانی
از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفت
حبذا دجله بغداد و می ریحانی
سر عاشق که نه خاک در معشوق بود
کی خلاصش بود از محنت سرگردانی
ای نسیم سحری خاک در یار بیار
که کند حافظ از او دیده دل نورانی











