فال حافظ امروز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ / سحرم دولت بیدار به بالین آمد، گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد..

کافی است هنگامی که بر سر دوراهی مانده‌ای و دودل شده‌ای، دست در دامان خواجه شیرازی بزنی و زیر لب آرام بگویی:

«ای حافظ شیرازی، تو محرم هر رازی، تو را به شاخ نباتت قسم می‌دهم که هر چه صلاح و مصلحت می‌بینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی»

♈ فال حافظ امروز متولدین فروردین

غزل شماره ۴۳۸

فکر و دلتان آن‌قدر درگیر این موضوع شده که شب و روز آرام‌وقرار ندارید. چیزی یا کسی را می‌خواهید که تمام ذهنتان را پر کرده و نمی‌توانید به این راحتی‌ها از آن دست بکشید. در این میان، آدم‌هایی دوروبرتان هستند که با حرف‌ها، حسادت‌ها یا دخالت‌هایشان روی اعصابتان می‌روند و اصلاً دوست ندارند کار شما درست شود.

به حرف‌های دلسردکننده دیگران اهمیت ندهید. اگر بین شما و طرف مقابل دلخوری، دوری یا سوءتفاهمی پیش آمده، غرور را کنار بگذارید. وقت لجبازی نیست؛ پیش‌قدم شدن و پا پس کشیدن از غرور، عیب نیست و گره کارتان را باز می‌کند. آن‌هایی که منتظر زمین خوردن شما هستند، از محبت و مدارای شما ناامید می‌شوند.

شاید همین حالا احساس کنید همه‌چیز به بن‌بست خورده و راه پیش رویتان تاریک و نامعلوم است، اما خودتان را به آب و آتش نزنید. آرام بگیرید و همه‌چیز را به خدا بسپارید. این سردرگمی موقتی است و درست زمانی که فکرش را نمی‌کنید، راه باز می‌شود و به کوری چشم بدخواهان به مقصودتان می‌رسید.

سبت سلمی بصدغیها فؤادی
سبت سلمی بصدغیها فؤادی
و روحی کل یوم لی ینادی
نگارا بر من بی‌دل ببخشای
و واصلنی علی رغم الاعادی
حبیبا در غم سودای عشقت
توکلنا علی رب العباد
امن انکرتنی عن عشق سلمی
تزاول آن روی نهکو بوادی
که همچون مت به بوتن دل و ای ره
غریق العشق فی بحر الوداد
به پی ماچان غرامت بسپریمن
غرت یک وی روشتی از امادی
غم این دل بواتت خورد ناچار
و غر نه او بنی آنچت نشادی
دل حافظ شد اندر چین زلفت
بلیل مظلم و الله هادی

بستن
▲

♉ فال حافظ امروز متولدین اردیبهشت

غزل شماره ۴۳۶

چشم‌انتظار یک خبر، پیام یا نشانه‌ای از طرف کسی هستید که دلتان پیش او گیر کرده است؛ احساس می‌کنید اگر فقط یک کلمه با شما حرف بزند یا قدمی پیش بگذارد، تمام خستگی‌ها و بی‌قراری‌هایتان تمام می‌شود. این بی‌خبری و دوری واقعاً کلافه‌تان کرده و هرچند می‌گویند این دوری‌ها آدم را پخته‌تر می‌کند، اما ته دلتان از این وضعیت خسته و دلزده شده‌اید.

دست از سرزنش کردن خودتان بردارید و مدام نگویید «کاش فلان کار را نمی‌کردم». اگر در گذشته فرصتی سوخته، رابطه‌ای به سردی رفته یا چیزی از دستتان در رفته، بیش از توان شما بوده و تقدیر این‌طور رقم خورده است. پس مدام گذشته را مرور نکنید و خودتان را مقصر ندانید؛ آنچه رفته دیگر دست شما نبوده است.

توقعاتتان را از شرایط و آدم‌ها پایین بیاورید. در این مسیر نباید منتظر موقعیتی بی‌نقص و رؤیایی باشید؛ گاهی باید با داشته‌های ساده بسازید و قدر دل‌خوشی‌های کوچک را بدانید. غصه چیزهای بی‌ارزش را نخورید و نگذارید افکار منفی، پاکی و زلالی دلتان را کدر کند. اگر صداقت داشته باشید و خودتان را با دیگران مقایسه نکنید، آرامش خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کنید به سراغتان می‌آید.

آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
گردون ورق هستی ما درننوشتی
هر چند که هجران ثمر وصل برآرد
دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی
آمرزش نقد است کسی را که در این جا
یاریست چو حوری و سرایی چو بهشتی
در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد
چون بالش زر نیست بسازیم به خشتی
مفروش به باغ ارم و نخوت شداد
یک شیشه می و نوش لبی و لب کشتی
تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا
حیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی
آلودگی خرقه خرابی جهان است
کو راهروی اهل دلی پاک سرشتی
از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ
تقدیر چنین بود چه کردی که نهشتی

بستن
▲

♊ فال حافظ امروز متولدین خرداد

غزل شماره ۴۳۳

طرف مقابل یا هدفی که در سر دارید، آن‌قدر فریبنده و چشم‌گیر است که از همان نگاه اول هوش و حواستان را برده است؛ اما ته‌دلتان مدام یک دلهره و شک وجود دارد که نکند این خوشی‌ها فقط یک سراب باشد، نکند فریب بخورید یا این نقش‌های قشنگ روی آب کشیده شده باشد. شب‌ها فکر و خیال خواب راحت را از شما گرفته و مدام آینده را در ذهنتان تصویر می‌کنید.

شما در این میدان تنها نیستید؛ این موقعیت یا فرد خواهان و رقیب کم ندارد و همین ماجرا استرس شما را چند برابر کرده است. درست مثل پروانه‌ای شده‌اید که دور شمعی داغ می‌چرخد و نگران سوختن بال‌هایش است. حواستان را خوب جمع کنید؛ این راه حتی آدم‌های سرسخت و باتجربه را هم به زانو درآورده، پس ساده‌لوحانه پیش نروید و چشم‌بسته عنان کار را به احساسات نسپارید.

با وجود تمام این دلهره‌ها، بخت با شما یار شده و نوری تازه به دل خسته و ناامیدتان تابیده است. ترس‌ها و دودلی‌ها را کنار بگذارید؛ موانع و رقیبان به‌زودی میدان را خالی می‌کنند و آنچه برایش شب‌ها بی‌خوابی کشیده‌اید، چهره واقعی‌اش را نشان می‌دهد و کار با سربلندی و موفقیت شما به پایان می‌رسد.

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی
تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت
حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی
گوی خوبی بردی از خوبان خلخ شاد باش
جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی
هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت
زان میان پروانه را در اضطراب انداختی
گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما
سایه دولت بر این کنج خراب انداختی
زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن
تشنه لب کردی و گردان را در آب انداختی
خواب بیداران ببستی وان گه از نقش خیال
تهمتی بر شب روان خیل خواب انداختی
پرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوه گاه
و از حیا حور و پری را در حجاب انداختی
باده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جم
شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختی
از فریب نرگس مخمور و لعل می پرست
حافظ خلوت نشین را در شراب انداختی
و از برای صید دل در گردنم زنجیر زلف
چون کمند خسرو مالک رقاب انداختی
داور دارا شکوه‌ای آن که تاج آفتاب
از سر تعظیم بر خاک جناب انداختی
نصره الدین شاه یحیی آن که خصم ملک را
از دم شمشیر چون آتش در آب انداختی

بستن
▲

♋ فال حافظ امروز متولدین تیر

غزل شماره ۶

احساس می‌کنید طرف مقابل به موضع قدرت رفته، کمی مغرور شده و شما را نادیده می‌گیرد. فاصله‌ای بین شما افتاده و هرچه تلاش می‌کنید حرف دلتان را بزنید، انگار صدایتان به گوشش نمی‌رسد یا نگاهش را از شما برمی‌گرداند. دلتان می‌خواهد کسی این میان پادرمیانی کند تا ارزش محبت و صداقت شما را بفهمد و از این بی‌محلی دست بردارد.

در این میان، آدم‌های بدطینت و حسودی هستند که آب به آسیاب این فاصله می‌ریزند. کسی با حرف‌های زهرآلود و بدگویی تلاش می‌کند ذهن او را نسبت به شما مسموم کند و مانع آشتی یا نزدیک شدنتان شود. با این افراد دهان‌به‌دهان نشوید و به حاشیه‌ها دامن نزنید؛ بسپارید به زمان و خدا تا ذات واقعی و فتنه‌انگیز این آدم‌ها برملا شود.

این سرسختی و بی‌مدارایی پایدار نمی‌ماند. دست از امید و دعای خالصانه‌تان برندارید، چون دل پاک و نیت صاف شما اثر بزرگی دارد. به‌زودی پیامی، نشانه‌ای یا خبری از طریق یک آشنا به شما می‌رسد که این فضای سنگین را عوض می‌کند. طرف مقابل سرانجام می‌فهمد که با بی‌مهری راه به جایی نمی‌برد و باوفاتر از شما پیدا نخواهد کرد.

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی
تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز
که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

بستن
▲

♌ فال حافظ امروز متولدین مرداد

غزل شماره ۹۶

کاسه صبرتان لبریز شده و به نقطه‌ای رسیده‌اید که از ته دل احساس درماندگی می‌کنید. انگار این رنج، دوری و بلاتکلیفی سرِ پایان ندارد و هرچه جلوتر می‌روید، به جای آرامش، فقط خستگی و عذاب به سراغتان می‌آید. روز و شبتان پر از بی‌قراری و اشک شده و حس می‌کنید تمام توان روحی‌تان در این ماجرا فرسوده شده است.

با آدم یا شرایطی روبه‌رو هستید که اصلاً قدردان گذشت و وفاداری شما نیست. هر چقدر بیشتر کوتاه می‌آیید، او متوقع‌تر و سنگدل‌تر می‌شود؛ دل و آرامشتان را گرفته و در ازای کوچک‌ترین محبت یا توجهی، هزینه‌ای سنگین از روحتان طلب می‌کند. این بی‌انصافی و بی‌رحمی طرف مقابل است که خون به دلتان کرده و شما را به بن‌بست کشانده است.

بیش از این خودتان را فدای رابطه‌ای نکنید که یک‌طرفه پیش می‌رود و حاصلی جز تحلیل رفتن جانتان ندارد. سوختن، گریستن و التماس کردن دردی از شما دوا نمی‌کند؛ دست از باج دادن عاطفی بردارید و مرزهایتان را محکم کنید. نجات و آرامش شما در این است که پای خودتان بایستید و نگذارید بیش از این به روح و روانتان آسیب برسد.

درد ما را نیست درمان الغیاث
درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث
دین و دل بردند و قصد جان کنند
الغیاث از جور خوبان الغیاث
در بهای بوسه‌ای جانی طلب
می‌کنند این دلستانان الغیاث
خون ما خوردند این کافردلان
ای مسلمانان چه درمان الغیاث
همچو حافظ روز و شب بی خویشتن
گشته‌ام سوزان و گریان الغیاث

بستن
▲

♍ فال حافظ امروز متولدین شهریور

غزل شماره ۳۷۹

تصمیمتان را گرفته‌اید و دیگر نمی‌خواهید به خاطر حرف و حدیث مردم، زندگی را به کام خودتان تلخ کنید. از سخت‌گیری‌ها، قضاوت‌ها و اخمِ آدم‌های منفی‌باف خسته شده‌اید و ترجیح می‌دهید راه دلتان را بروید و با آدم‌های زلال و خوش‌اخلاق دم‌خور باشید. این جسارت برای شاد زیستن و دور ریختن تظاهر، بهترین تصمیمی است که می‌توانید بگیرید.
پشت سرتان حرف و نظر کم نیست؛ شاید دیگران شما را خودسر یا سردرگم بدانند و مدام نصیحت‌های بی‌جا کنند، اما اصلاً به دل نگیرید. نیت شما پاک است و این مسیر و احوال چیزی نبوده که از روی هوس انتخاب کرده باشید. وقتی خدا از صداقت دلتان باخبر است، نیازی نیست به دیگران جواب پس بدهید یا برای راضی نگه‌داشتن بقیه به خودتان سخت بگیرید.
برای حل مشکلی که دارید، سفره دلتان را پیش هر کس و ناکسی باز نکنید. چاره کار شما درِ خانه هر فردی نیست؛ فقط با یک انسان باتجربه، دانا و رازدار مشورت کنید تا راه درست را نشانتان دهد. سختی‌ها و دوندگی‌هایی که این روزها می‌کشید بی‌پاسخ نمی‌ماند؛ همین تلاش‌های صادقانه درِ بسته‌ای را که نگرانش هستید خیلی زود باز خواهد کرد.

سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
که من نسیم حیات از پیاله می‌جویم
عبوس زهد به وجه خمار ننشیند
مرید خرقه دردی کشان خوش خویم
شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست
کشید در خم چوگان خویش چون گویم
گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید
کدام در بزنم چاره از کجا جویم
مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی
چنان که پرورشم می‌دهند می‌رویم
تو خانقاه و خرابات در میانه مبین
خدا گواه که هر جا که هست با اویم
غبار راه طلب کیمیای بهروزیست
غلام دولت آن خاک عنبرین بویم
ز شوق نرگس مست بلندبالایی
چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک
غبار زرق به فیض قدح فروشویم

بستن
▲

♎ فال حافظ امروز متولدین مهر

غزل شماره ۴۴

اکنون که فرصتی برای تغییر و رسیدن به خواسته‌تان پیش آمده، بیش از این خودتان را درگیر حساب‌وکتاب‌های بی‌پایان و حرف مردم نکنید. این فال می‌گوید زمان عمل کردن فرا رسیده و نباید آن‌قدر در فکر و تردید بمانید که فرصت از دست برود. دلتان چیزی می‌خواهد و اگر نیتتان پاک است، با شجاعت قدم بردارید و اجازه ندهید ترس و دودلی مانع شما شود.

در اطراف شما کسانی هستند که شاید با قضاوت، نصیحت یا حرف‌های ظاهراً دلسوزانه بخواهند مسیرتان را عوض کنند، اما همه حرف‌ها ارزش شنیدن ندارند. حافظ توصیه می‌کند خودتان را از آدم‌هایی که فقط ظاهر کار را می‌بینند دور کنید و به جای توجه به حرف مدعیان، حقیقت را در رفتار و نتیجه جست‌وجو کنید. قرار نیست برای انتخابی که با آگاهی و صداقت کرده‌اید، مدام به دیگران توضیح بدهید.

برای حل مشکلی که در دل دارید، راز خود را پیش هر کسی باز نکنید. هر کسی که ادعای دانستن و راهنمایی دارد، لزوماً خیر شما را نمی‌خواهد. اگر نیاز به مشورت دارید، سراغ فردی دانا، باتجربه و رازدار بروید و بعد با اطمینان تصمیم بگیرید. این فال نشانه خوبی از گشایش دارد؛ سختی‌ها و تلاش‌هایی که تاکنون داشته‌اید بی‌نتیجه نمی‌ماند و اگر با صبر و صداقت مسیرتان را ادامه دهید، دری که اکنون بسته به نظر می‌رسد، به رویتان باز خواهد شد.

کنون که بر کف گل جام باده صاف است
کنون که بر کف گل جام باده صاف است
به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر
چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
که می حرام ولی به ز مال اوقاف است
به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش
که هر چه ساقی ما کرد عین الطاف است
ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر
که صیت گوشه نشینان ز قاف تا قاف است
حدیث مدعیان و خیال همکاران
همان حکایت زردوز و بوریاباف است
خموش حافظ و این نکته‌های چون زر سرخ
نگاه دار که قلاب شهر صراف است

بستن
▲

♏ فال حافظ امروز متولدین آبان

غزل شماره ۶۹

کمی به خودتان استراحت بدهید و این‌قدر با بحث‌های بی‌فایده، کل‌کل‌ها و حساب‌وکتاب‌های خشک سر خودتان را به درد نیاورید. فرصتی برای نفس کشیدن و یک دلِ خوش پیش آمده که اگر قدرش را ندانید، میان هیاهوی روزمره می‌سوزد و از دست می‌رود. دست از سخت‌گیری بردارید، کمی به دل طبیعت و آرامش بزنید و هوای روح و روانتان را داشته باشید.

زندگی بالا و پایین دارد و همیشه همه‌چیز طبق میل دقیق ما پیش نمی‌رود؛ گاهی شیرین است و گاهی کمی تلخ. به جای اینکه با زمین و زمان بجنگید یا غصه هر پیشامدی را بخورید، شرایط را با آرامش بپذیرید و بدانید در دلِ همین اتفاقات خیری نهفته است که در زمان خودش به سود شما تمام می‌شود.

حرف‌ها، برنامه‌ها و رازهای مهم زندگی‌تان را پیش هر کسی بازگو نکنید. دوروبرتان پر از آدم‌های پرادعایی است که فقط بلدند طبل توخالی بزنند و ارزش گوهر وجود شما را نمی‌فهمند. خودتان را با این افراد مقایسه نکنید و وارد بازی‌هایشان نشوید. لب فروببندید و کمی فاصله بگیرید؛ این سکوت و کناره‌گیری از حاشیه‌ها، بهترین محافظ برای کار و آبروی شماست.

کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست
چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
روی تو مگر آینه لطف الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم
مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست
از بهر خدا زلف مپیرای که ما را
شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست
بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز
در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت
در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست
عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست
ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ
فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست

بستن
▲

♐ فال حافظ امروز متولدین آذر

غزل شماره ۱۳

صبحِ امید دمیده و روزهای تاریک و پردغدغه رو به پایان است. موقعیتی تازه و پر از انرژی برایتان فراهم شده که حیف است با تنبلی، تردید یا نشستن در گوشه تنهایی آن را از دست بدهید. وقت حرکت کردن، لبخند زدن و استفاده از فرصت‌هاست؛ هوا پس از باران صاف شده و زندگی بوی خوشی به خود گرفته است.

اگر درست وسط این امیدواری‌ها ناگهان با یک درِ بسته، معطلی بی‌دلیل یا مانعی عجیب روبه‌رو شدید، اصلاً هول نکنید. این سدها و بداخلاقی‌های روزگار کاملاً موقتی و گذراست و دوامی نخواهد داشت. به خدا توکل کنید که گشاینده اصلی تمام درهای بسته است؛ قفل این کار به زودی و به بهترین شکل ممکن شکسته می‌شود.

حرمت نان و نمک و عهدهایی را که با دیگران داشته‌اید نگه دارید و پای رفاقت و وفاداری بایستید. به‌زودی دیداری شیرین و دورهمی دل‌نشینی برایتان رقم می‌خورد که خستگی این مدت را از تنتان بیرون می‌آورد. فقط یادتان باشد وقتی بخت به شما چشمک می‌زند، معطل نکنید و از لحظه‌لحظه این فرصت استفاده کنید.

می‌دمد صبح و کله بست سحاب
می‌دمد صبح و کله بست سحاب
الصبوح الصبوح یا اصحاب
می‌چکد ژاله بر رخ لاله
المدام المدام یا احباب
می‌وزد از چمن نسیم بهشت
هان بنوشید دم به دم می ناب
تخت زمرد زده است گل به چمن
راح چون لعل آتشین دریاب
در میخانه بسته‌اند دگر
افتتح یا مفتح الابواب
لب و دندانت را حقوق نمک
هست بر جان و سینه‌های کباب
این چنین موسمی عجب باشد
که ببندند میکده به شتاب
بر رخ ساقی پری پیکر
همچو حافظ بنوش باده ناب

بستن
▲

♑ فال حافظ امروز متولدین دی

غزل شماره ۴۸۱

دست از حرص زدن و دویدن‌های بی‌حاصل بردارید. اصرار بی‌جا روی چیزی که هنوز وقتش نرسیده یا سهم شما نیست، فقط خون به دلتان می‌کند و جوانی و توانتان را هدر می‌دهد. زندگی کوتاه‌تر از آن است که مدام غصه فرداهای نامعلوم را بخورید؛ از پیله غم بیرون بیایید، لحظه حال را دریابید و به جای حسرت خوردن، از داشته‌های امروزتان لذت ببرید.

اگر هدف بزرگی در سر دارید یا می‌خواهید به جایگاه بلندی برسید، با دست خالی و فقط با ادعا جلو نروید. برای نشستن در جایگاه بزرگان، اول باید اسباب و مهارتش را فراهم کنید. پس صبور باشید، دانشتان را بالا ببرید و پایه‌های کار را محکم بچینید؛ بدون آمادگی لازم، هر موفقیتی زودگذر خواهد بود.

ذهنتان به شدت شلوغ شده و مدام از این شاخه به آن شاخه می‌پرید. تا وقتی این فکرهای پراکنده، دل‌نگرانی‌های بیهوده و حاشیه‌ها را دور نریزید، آرامش و گشایش وارد زندگی‌تان نمی‌شود. دل و ذهنتان را خلوت کنید، دست از حساب‌وکتاب‌های پیچیده بردارید و کار را به کرم خدا بسپارید؛ آن‌وقت خواهید دید که بخت چگونه به شما رو می‌کند و روزهای خوش از راه می‌رسند.

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است
عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان
گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی
خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات
مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی
کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی
ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن
که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی

بستن
▲

♒ فال حافظ امروز متولدین بهمن

غزل شماره ۱۷۶

بخت به خواب‌رفته‌تان بالاخره بیدار شده و روزهای رخوت و چشم‌انتظاری به پایان رسیده است. کسی یا خبری که ماه‌ها چشم‌به‌راهش بودید، با دست پر و در اوج زیبایی از راه می‌رسد تا خستگی این مدت را از تنتان بیرون کند. غبار غم را کنار بزنید و آماده جشن و شادی باشید؛ وقت مژدگانی دادن است، چرا که زندگی روی خوشش را به شما نشان داده است.

اشک‌ها، دعاها و دل‌تنگی‌هایی که در تنهایی کشیدید هدر نرفت. سوز دل و صبوری‌تان کار خودش را کرد و حالا آبِ رفته به جوی بازمی‌گردد. ورق کاملاً به سود شما برگشته است؛ آدم‌های نامهربان و روزهای سخت کنار رفتند و خواسته‌ای که در سر داشتید درست به همان شکلی که می‌خواستید پیش روی شما قرار می‌گیرد. دیگر به حرف‌های حسودان و زخم‌زبان‌ها اهمیتی ندهید.

فقط یک نکته را به یاد داشته باشید: در اوج این شادمانی و هیجان، دستپاچه نشوید و حواستان را جمع کنید. طرف مقابل یا این موقعیت تازه، جاذبه و قدرتی فوق‌العاده دارد و ممکن است هوش از سرتان ببرد. خودتان را نبازید و ساده‌لوحانه پیش نروید؛ با وقار و درایت رفتار کنید تا این روزهای شیرین، ادامه‌دار و ماندگار بماند.

سحرم دولت بیدار به بالین آمد
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

بستن
▲

♓ فال حافظ امروز متولدین اسفند

غزل شماره ۲۶۵

مدت‌هاست پای این ماجرا ایستاده‌اید و به امید رسیدن به روزهای شیرین، تلخی‌ها و کم‌لطفی‌های زیادی را تحمل کرده‌اید، اما هنوز به آنچه تهِ دلتان می‌خواستید نرسیده‌اید. این معلق بودن و چشم‌انتظاری کلافه‌تان کرده است؛ احساس می‌کنید هرچه از جان و دل مایه گذاشته‌اید و کوتاه آمده‌اید، باز هم آن آرامشی که منتظرش بودید نصیبتان نشده است.

مراقب حرف زدن و رفتارتان باشید. شاید در گذشته با یک شوخی نابجا، کلامی نسنجیده یا رفتاری بدون فکر، سوءتفاهمی ساخته‌اید که هنوز ترکش‌هایش به سمت خودتان برمی‌گردد و آزارتان می‌دهد. در این ماجرا هنوز باید پخته‌تر و باتجربه‌تر عمل کنید؛ احساساتی تصمیم نگیرید، لجبازی نکنید و قبل از هر حرفی خوب به عواقبش فکر کنید.

با وجود تمام این خستگی‌ها، گمان نکنید فراموش شده‌اید یا از چشم افتاده‌اید. شما هنوز در یاد و دل طرف مقابل جایگاه ویژه‌ای دارید و احترامتان پابرجاست. بیش از این به خودتان سخت نگیرید و دست از فداکاری‌های بی‌حدومرز بردارید؛ این مسیر به تباهی نمی‌رسد و اگر با درایت و آرامش قدم بردارید، این تشنگی طولانی با نتیجه‌ای دل‌چسب و آرامشی ماندگار سیراب خواهد شد.

برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز
روز اول رفت دینم در سر زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز
ساقیا یک جرعه‌ای زان آب آتشگون که من
در میان پختگان عشق او خامم هنوز
از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن
می‌زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز
پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب
می‌رود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز
نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو
اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز
در ازل داده‌ست ما را ساقی لعل لبت
جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان
جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز
در قلم آورد حافظ قصه لعل لبش
آب حیوان می‌رود هر دم ز اقلامم هنوز

منبع
تصویر زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا