فال حافظ امروز جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵ / گوهر مخزن اسرار همان است که بود، حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود..

کافی است هنگامی که بر سر دوراهی مانده‌ای و دودل شده‌ای، دست در دامان خواجه شیرازی بزنی و زیر لب آرام بگویی:

«ای حافظ شیرازی، تو محرم هر رازی، تو را به شاخ نباتت قسم می‌دهم که هر چه صلاح و مصلحت می‌بینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی»

♈ فال حافظ امروز متولدین فروردین

غزل شماره ۱۴۵

راهی که مدتی بسته به نظر می‌رسید، به‌زودی باز می‌شود و گرهی که در کارتان افتاده بود برطرف خواهد شد. خبری خوش و دلگرم‌کننده به شما می‌رسد و انتظار طولانی‌تان به پایان می‌رسد.

کاری که برایش چشم‌انتظار بوده‌اید سر و سامان می‌گیرد و آرامش دوباره به دلتان برمی‌گردد. کمک یا فرصتی نیز نصیبتان می‌شود که رسیدن به مقصود را برایتان آسان‌تر می‌کند.

قولی که به شما داده شده نیز فراموش نمی‌شود و به آن عمل خواهد شد. اگر عهد یا نذری بر عهده دارید، آن را به جا آورید؛ این کار در گشایش امور و آرام شدن دلتان اثر خواهد داشت.

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد
علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم
که حمله بر من درویش یک قبا آورد
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند
که التجا به در دولت شما آورد

بستن
▲

♉ فال حافظ امروز متولدین اردیبهشت

غزل شماره ۳۲۰

دل شما سخت درگیر شخص یا خواسته‌ای شده و این دلبستگی خواب و آرامش را از شما گرفته است. هرچه زمان می‌گذرد، اشتیاقتان بیشتر می‌شود و فکر این موضوع همچنان با شما خواهد بود.

در مسائل عاطفی، انتظار و دلتنگی ادامه دارد و طرف مقابل هنوز آن‌طور که می‌خواهید پاسخ روشنی به شما نمی‌دهد. با این حال، این خواسته از دلتان بیرون نمی‌رود و همچنان برای رسیدن به آن امید خواهید داشت.

پایان این غزل برایتان نشانه خوبی دارد؛ فال مراد و کام نصیبتان می‌شود و خبری خوش درباره خواسته‌تان به شما می‌رسد. چیزی که مدت‌ها آرزویش را داشته‌اید، از آنچه تصور می‌کنید نزدیک‌تر است.

دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم
دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم
نقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدم
ابروی یار در نظر و خرقه سوخته
جامی به یاد گوشه محراب می‌زدم
هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست
بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم
روی نگار در نظرم جلوه می‌نمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدم
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب می‌زدم
نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم
بر کارگاه دیده بی‌خواب می‌زدم
ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت
می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
بر نام عمر و دولت احباب می‌زدم

بستن
▲

♊ فال حافظ امروز متولدین خرداد

غزل شماره ۱۹۲

هنوز دل در گروی کسی دارید که از شما فاصله گرفته است. این دلبستگی از بین نمی‌رود و خاطره و فکر او همچنان بخش زیادی از ذهن و دل شما را به خود مشغول می‌کند.

طرف مقابل فعلاً آن‌طور که انتظار دارید به شما توجه نمی‌کند و از او پاسخ روشنی نمی‌گیرید. این سردی و بی‌توجهی مدتی دیگر ادامه پیدا می‌کند و دلتنگی‌تان را بیشتر خواهد کرد.

با این حال، این رابطه برای شما تمام‌شده نیست و احساس خودتان را نمی‌توانید به‌سادگی کنار بگذارید. موضوعی که هنوز در دل دارید، دوباره سر راهتان قرار می‌گیرد و تکلیف این دلبستگی روشن‌تر خواهد شد.

سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند
همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند
دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمی‌کند
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمی‌کند
با همه عطف دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی‌کند
چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن
وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمی‌کند
دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند
ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمی‌کند
دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر
بی مدد سرشک من در عدن نمی‌کند
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند
تیغ سزاست هر که را درد سخن نمی‌کند

بستن
▲

♋ فال حافظ امروز متولدین تیر

غزل شماره ۳۱۸

دلبستگی شدیدی به شخصی پیدا کرده‌اید و هرچه از او فاصله می‌گیرید، اشتیاقتان بیشتر می‌شود. فکر و خیال او رهایتان نمی‌کند و میل به دیدارش روزبه‌روز بیشتر خواهد شد.

طرف مقابل هنوز پاسخ روشنی به این احساس نداده است، اما کشش عاطفی میان شما پررنگ است و این علاقه یک‌طرفه و گذرا باقی نمی‌ماند. نشانه‌ای از توجه و محبت او دریافت خواهید کرد که امیدتان را بیشتر می‌کند.

فاصله میان شما همیشگی نیست و فرصتی برای نزدیک شدن دوباره پیش می‌آید. دیدار یا ارتباطی که مدت‌ها در انتظارش بوده‌اید، حال و هوای این رابطه را دگرگون خواهد کرد.

مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم
به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری
به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
فرورفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی
دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم
رخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم
کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
تو خوش می‌باش با حافظ برو گو خصم جان می‌ده
چو گرمی از تو می‌بینم چه باک از خصم دم سردم

بستن
▲

♌ فال حافظ امروز متولدین مرداد

غزل شماره ۲۳۳

برای رسیدن به خواسته‌ای که در دل دارید، از تلاش دست نمی‌کشید و هیچ مانعی شما را از ادامه راه منصرف نمی‌کند. دلتنگی و انتظار زیادی پشت سر گذاشته‌اید، اما همچنان به مقصود خود فکر می‌کنید.

در این مسیر سختی و فاصله وجود دارد، ولی خواسته‌تان از دسترس خارج نشده است. هرچه راه طولانی‌تر شود، عزم شما برای رسیدن به آن بیشتر خواهد شد.

این پافشاری بی‌نتیجه نمی‌ماند و سرانجام به مراد خود نزدیک می‌شوید. کسی که تا آخر این راه بماند، به نتیجه‌ای که برایش تلاش کرده دست پیدا می‌کند و شما نیز از این خواسته دست نخواهید کشید.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید
گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

بستن
▲

♍ فال حافظ امروز متولدین شهریور

غزل شماره ۱۶

شخص یا موقعیتی وارد زندگی‌تان می‌شود که جذابیت زیادی دارد و به‌سرعت توجهتان را به خود جلب می‌کند. این کشش آن‌قدر زیاد است که نمی‌توانید به‌سادگی از آن چشم بپوشید.

در ابتدا همه‌چیز برایتان روشن نیست و ممکن است ظاهر یک ماجرا شما را بیشتر از حقیقت آن جذب کند. با گذشت زمان، واقعیت برایتان آشکار می‌شود و متوجه می‌شوید این اتفاق قرار بوده مسیرتان را به سمت دیگری ببرد.

سرانجام گشایشی در کارتان ایجاد می‌شود و شرایط از حالت سردرگمی بیرون می‌آید. آنچه اکنون مبهم به نظر می‌رسد، به‌تدریج به نفع شما شکل می‌گیرد و راه بهتری پیش رویتان قرار می‌گیرد.

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
به قصد جان من زار ناتوان انداخت
نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
شراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمن
که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت
به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم
چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت
بنفشه طره مفتول خود گره می‌زد
صبا حکایت زلف تو در میان انداخت
ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم
سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت
من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش
هوای مغبچگانم در این و آن انداخت
کنون به آب می لعل خرقه می‌شویم
نصیبه ازل از خود نمی‌توان انداخت
مگر گشایش حافظ در این خرابی بود
که بخشش ازلش در می مغان انداخت
جهان به کام من اکنون شود که دور زمان
مرا به بندگی خواجه جهان انداخت

بستن
▲

♎ فال حافظ امروز متولدین مهر

غزل شماره ۴۵۴

غم و دل‌گرفتگی‌ای که مدتی همراهتان بوده، ماندگار نیست و به‌زودی حال و هوایتان بهتر می‌شود. اتفاق‌های خوشی پیش رویتان قرار می‌گیرد و دوباره دلتان برای زندگی و روزهای پیش رو گرم‌تر خواهد شد.

در مسائل عاطفی، دوری و جدایی همچنان دیده می‌شود و شخصی که از او فاصله گرفته‌اید فعلاً در کنار شما نیست. با این حال، این غم نباید باعث شود فرصت‌های خوبی را که در زندگی‌تان دارید از دست بدهید.

روزهای سبک‌تر و خوش‌تری در پیش دارید. فرصتی نصیبتان می‌شود که حالتان را عوض می‌کند و اگر دل از گذشته بکنید، آرامش بیشتری پیدا خواهید کرد.

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی
طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن
کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی
سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی
می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی
جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی
می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش
که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی
نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه
ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی
جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده
جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

بستن
▲

♏ فال حافظ امروز متولدین آبان

غزل شماره ۱۸۰

دل شما گرفتار شخصی شده که حضورش برایتان اهمیت زیادی دارد و دوری از او آرامتان نمی‌گذارد. میل به دیدار و نزدیک شدن به او در شما بیشتر می‌شود و این دلبستگی را نمی‌توانید پنهان کنید.

رفتار و حرف‌های اطرافیان نیز در این مدت روی احساساتتان اثر می‌گذارد و گاهی باعث می‌شود واکنشی از روی بی‌قراری نشان دهید. با این حال، علاقه شما به این شخص عمیق است و به‌سادگی از بین نمی‌رود.

نشانه‌ای از توجه و محبت در این رابطه دیده می‌شود و فرصتی برای نزدیک شدن به شخص مورد علاقه‌تان پیش می‌آید. این دیدار یا ارتباط، دوباره احساسات شما را پررنگ‌تر خواهد کرد.

ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند
طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند
زین قصه بگذرم که سخن می‌شود بلند
خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند
گر جلوه می‌نمایی و گر طعنه می‌زنی
ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند
ز آشفتگی حال من آگاه کی شود
آن را که دل نگشت گرفتار این کمند
بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست
تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند
جایی که یار ما به شکرخنده دم زند
ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند
حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی‌کنی
دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند

بستن
▲

♐ فال حافظ امروز متولدین آذر

غزل شماره ۲۱۳

چیزی که زمانی برایتان ارزشمند بوده، هنوز جای خود را در دل شما حفظ کرده است. اگر نگرانید که فاصله و گذشت زمان باعث از بین رفتن این علاقه شده باشد، چنین نیست؛ احساس و دلبستگی همچنان باقی است.

در مسائل عاطفی، شخصی که از او دور شده‌اید هنوز برایتان اهمیت دارد و خاطره او از ذهن و دلتان بیرون نمی‌رود. این رابطه یا علاقه هنوز به پایان نرسیده و نشانه‌هایی از گذشته دوباره برایتان زنده می‌شود.

اتفاقی باعث می‌شود نسبت به ماندگاری این احساس مطمئن‌تر شوید. چیزی که زمانی میان شما بوده، همچنان اثر خود را حفظ کرده و به این زودی از دل شما بیرون نمی‌رود.

گوهر مخزن اسرار همان است که بود
گوهر مخزن اسرار همان است که بود
حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود
عاشقان زمره ارباب امانت باشند
لاجرم چشم گهربار همان است که بود
از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود
طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید
همچنان در عمل معدن و کان است که بود
کشته غمزه خود را به زیارت دریاب
زان که بیچاره همان دل‌نگران است که بود
رنگ خون دل ما را که نهان می‌داری
همچنان در لب لعل تو عیان است که بود
زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند
سال‌ها رفت و بدان سیرت و سان است که بود
حافظا بازنما قصه خونابه چشم
که بر این چشمه همان آب روان است که بود

بستن
▲

♑ فال حافظ امروز متولدین دی

غزل شماره ۱۸۸

خواسته‌ای دارید که رسیدن به آن زمان می‌برد، اما سرانجام به مراد خود می‌رسید. این راه با یک اتفاق کوتاه و فوری تمام نمی‌شود و باید مدتی با صبر و پایداری آن را ادامه دهید.

در این مسیر، صداقت و نیت پاک شما دیده می‌شود و فرد یا افرادی نیز ارزش واقعی خواسته و تلاش شما را درک می‌کنند. راهی که انتخاب کرده‌اید، اگر با صبر ادامه پیدا کند، شما را به نتیجه می‌رساند.

مراد شما دست‌نیافتنی نیست؛ فقط زمان رسیدن آن هنوز نرسیده است. این دوره را پشت سر می‌گذارید و نتیجه سال‌ها صبر و تلاش خود را خواهید دید.

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
که اعتراض بر اسرار علم غیب کند
کمال سر محبت ببین نه نقص گناه
که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند
ز عطر حور بهشت آن نفس برآید بوی
که خاک میکده ما عبیر جیب کند
چنان زند ره اسلام غمزه ساقی
که اجتناب ز صهبا مگر صهیب کند
کلید گنج سعادت قبول اهل دل است
مباد آن که در این نکته شک و ریب کند
شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد
که چند سال به جان خدمت شعیب کند
ز دیده خون بچکاند فسانه حافظ
چو یاد وقت زمان شباب و شیب کند

بستن
▲

♒ فال حافظ امروز متولدین بهمن

غزل شماره ۴۵۹

دلتنگی و رنجی که برای شخصی تحمل کرده‌اید، نشان می‌دهد این علاقه هنوز در دل شما زنده است. اشک و بی‌قراری‌تان بی‌دلیل نیست و فکر کسی که دوستش دارید همچنان شما را رها نمی‌کند.

در این رابطه، میل به بازگشت و دیدار دوباره بسیار پررنگ است. شخصی که از او دور افتاده‌اید هنوز برایتان جایگاه ویژه‌ای دارد و کوچک‌ترین نشانه از او دوباره امید را در دلتان زنده می‌کند.

راه ارتباط دوباره کاملاً بسته نیست و نشانه‌ای از نزدیک شدن یا خبری از طرف او دریافت می‌کنید. این انتظار طولانی خواهد بود، اما امید دیدار دوباره در این فال همچنان زنده است.

زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی
زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی
خط بر صحیفه گل و گلزار می‌کشی
اشک حرم نشین نهانخانه مرا
زان سوی هفت پرده به بازار می‌کشی
کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف
هر دم به قید سلسله در کار می‌کشی
هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست
از خلوتم به خانه خمار می‌کشی
گفتی سر تو بسته فتراک ما شود
سهل است اگر تو زحمت این بار می‌کشی
با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم
وه زین کمان که بر من بیمار می‌کشی
بازآ که چشم بد ز رخت دفع می‌کند
ای تازه گل که دامن از این خار می‌کشی
حافظ دگر چه می‌طلبی از نعیم دهر
می می‌خوری و طره دلدار می‌کشی

بستن
▲

♓ فال حافظ امروز متولدین اسفند

غزل شماره ۲۶۳

مدتی است از شرایطی که در آن گرفتار شده‌اید خسته و دلگیر هستید، اما این وضعیت ادامه پیدا نمی‌کند. راهی برای بیرون آمدن از این فشار پیش رویتان باز می‌شود و دوباره آرامش به زندگی‌تان برمی‌گردد.

در کاری که پیش گرفته‌اید، بازگشت از مسیری که نتیجه خوبی برایتان نداشته به نفع شماست. اشتباهی که باعث گرفتاری شده اصلاح می‌شود و با کنار گذاشتن راه نادرست، مسیر درست دوباره پیش رویتان قرار می‌گیرد.

در روزهای آینده نشانه‌ای از تغییر شرایط دریافت می‌کنید و موضوعی که مدتی بلاتکلیف مانده، دوباره به جریان می‌افتد. فرصتی برای جبران گذشته و رسیدن به خواسته‌ای که از آن دور شده بودید برایتان فراهم می‌شود و این بار مسیر رسیدن به مقصود هموارتر خواهد بود.

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
که گفته‌اند نکویی کن و در آب انداز
ز کوی میکده برگشته‌ام ز راه خطا
مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز
بیار زان می گلرنگ مشک بو جامی
شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن
نظر بر این دل سرگشته خراب انداز
به نیم شب اگرت آفتاب می‌باید
ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
مهل که روز وفاتم به خاک بسپارند
مرا به میکده بر در خم شراب انداز
ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت
به سوی دیو محن ناوک شهاب انداز

منبع
تصویر زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا